هل من ناصر ينصرني؟

اينکه حسين فرياد ميزند- پس از اينكه همه عزيزانش را در خون ميبيند و جز
دشمن و کينهتوز و غارتگر در برابرش نميبيند- فرياد ميزند که “آيا کسي هست که
مرا ياری کند و انتقام کشد؟”، »هل من ناصر ينصرني؟« مگر نميداند که کسي نيست
که او را ياری کند و انتقام گيرد؟ اين سئوال، سئوال از تاريخ فردای بشری است و اين
پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سئوال انتظار حسين را از عاشقانش بيان
ميکند، و دعوت شهادت او را به همه کساني که برای شهيدان حرمت و عظمت قائلند
اعالم مينمايد.
اما اين دعوت را، اين انتظار ياری از او را، اين پيام حسين را- که »شيعه ميخواهد«
و در هر عصری و هر نسلي »شيعه ميطلبد«- ما خاموش کرديم، به اين عنوان که به
مردم گفتيم که حسين »اشك ميخواهد«، ضجه ميخواهد و دگر هيچ، پيام ديگری
ندارد. مرده است و عزدار ميخواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و
»پيرو«.
آری، اين چنين به ما گفتهاند و ميگويند!

 

دکتر علی شریعتی کتاب حسین وارث آدم